ریست بزرگ
برخی سالها تنها یک عدد بروی تقویم و یک عدد در گذر تاریخند . ولی گاه برخی از سالها صحنه ی هیاهو و آزمونند ، آزمون در برابر هجوم ناباوری ها و تغییرات و تحولات شگرف و غیر منتظره .
نمونه کوچک برای این ادعا میتوان به سال شیوع ویروس کوویید ۱۹ اشاره کرد . جهان چنان دستخوش جنگ با ویروس و جوامع درگیر رعایت پروتکل های بهداشتی و صنایع دارویی و تجارت جهانی دستخوش همه گیری این ویروس شد که در تاریخ شفاهی مان ایام تلخ و سیاهی را برایمان رقم زد . مرگ و میرها و اتخاذ سیاست های کلان در تهیه واکسن و یا موارد بسیار دیگر همه و همه ماحصل شیوع ذره ای به اندازه ی ویروس بود .
حال بیایید در این مطلب به وقوع احتمالی تغییرات و تحولات تاثیر گذار بی نهایت بزرگ تری بپردازیم که می تواند تمام تاریخ و بشریت را نابود و ادامه ی حیات بروی کره سنگی را به نقطه ی صفر برساند و محدود باز مانده های سالم و جان به در برده از ان تراژدی عظیم را به حالت نو سنگی باز گرداند . می دانم این تصورات دور از باور به نظر میرسند . ولی اکنون بیشتر شرح میدهم بلکه ریز بینانه تر به این موضوع بپردازیم و کاشف بعمل آوریم چنین وقایع و حوادثی همچین دور از وقوع نخواهند بود .
من شین براری ، وبلاگ نویس ایرانی ، در تمام اوقات خالی روزمره ام مشغول مطالعه مقاله هایی نو و یا پیشرو در زمینه های مختلف بین المللی هستم ، صرف کنجکاوی به هر گوشه کناری سرک میکشم ، نه.... اشتباه نکنید ، بنده به هیچ وجه انسان فرهیخته ای نیستم و اگر رفتار و عادت به مطالعه در من مشابه با قشر خردمند است تنها یک تشابه بر حسب خوش شانسی است و بس . زیرا من برای فرار از افکار آزاردهنده است که سمت مطالعه میروم . تا اینگونه حواس خویشتن خویش را سمت دیگری پرت کنم ، و خب البته میل و شوق به یادگیری و کشف و فراگیری نیز در من جوشش عجیبی دارد . به قول عزیزی که این تعابیر رو در یک جمله خلاصه میکرد و میگفت تو فضولی بشر .
خب بگذریم. من همواره سرگرم مطالعه هستم و
نظریات و تئوری ها و فلسفه و یا ابعاد روحانی و هر چیزی که از نظرم جذاب باشد را مطالعه میکنم ، زیرا بدنبال پاسخی برای یک پرسش مهم هستم .
از نظریه ساده و قدیمی شروع به مطالعه میکنم ؛
نظریه اُلدُوای (به انگلیسی: Olduvai theory) نام یک نظریه جنجالی از ریچارد سی. دانکن به سال ۱۹۸۹ هستش
کمی شرح میدم از نطریه الدوای
بر طبق این نظریه، تمدن صنعتی تنها ۱۰۰ سال دوام خواهد داشت. تعریف اون از تمدن صنعتی بر پایه میزان تولید انرژی سرانه هستش . بر این اساس، تمدن صنعتی تنها بین سالیان ۱۹۳۰ تا ۲۰۳۰ مدوامت داشته، و سپس قحطی و کمبود منابع باعث کاهش شدید جمعیت و بازگشت جهان به دوران ماقبل صنعتی (از نظر تعادل با طبیعت) خواهد شد .
نام این نظریه اشاره به "تنگالدوای" داره . که معنی لغوی اون چیزی برابر با = محدودیت منابع در برابر تقاضا میتونه تعبیر بشه .
چکیده مقاله چنین بود که
در سدههای ۲۰ و ۲۱ با افزایش رشد صنعت در دنیا و نیاز کشورها به حفظ رشد اقتصادی، استفاده از منابع انرژی اولیه افزایش یافته، باکاهش این منابع نگرانیها در مورد آینده توسعه جهانی افزایش یافته . بر این اساس تئوری اولدوای توسط ریچارددانکن ارائه شدش. این تئوری بیان میکنه که امید به زندگی تمدنهای صنعتی کمتر یا مساوی ۱۰۰ سال هستش . محدوده زمانی این تئوری از ۱۹۳۰ تا ۲۰۳۰ تعیین شده بود . این مقاله رو خوندم و ازش عبور کردم ، در حالیکه ته ذهنم شکل گرفت اگر این تئوری درست از اب در بیاد یعنی از پنج سال دیگه با بحران های بزرگی مواجه خواهیم بود . از طرف دیگر به برگه های آزمایش پزشکی خودم نگاه کردم و لبخندی محو بر چهره ام ماسیده شد چون احتمالا نیازی نیست نگران برای پنج سال بعد باشم . خخخ . رفتم سر وقت مقاله ای دیگر
گهگاه بطور ناخواسته و تصادفی با مقاله های علمی و یا زمین شناسی عجیبی مواجه میشوم که بخودی خود غیر قابل باور و صرفا یک بدبینی محض بنظر میرسند و گویی نویسنده ی مقاله یک فرد بی نهایت پارانوئیدی بوده و از ترس وقوع آخرالزمان اقدام به نگارش مقاله ای بظاهر علمی نموده و با بزرگنمایی تلاش نموده تا ترس و وحشت در خواننده خلق کند . از یکایک این مقالات میگذرم ولی بطور ناخوداگاه هرکدام بشکل تلنگر کوچکی در حافظه ام باقی می ماند ، و پیام پنهان پشت فهوای کلام هر کدام در خاطرم باقی می ماند . مثلا مقاله ای که از جابه جایی قطب های مغناطیسی کره ی زمین خبر میداد از تغییرات تساعدی و رو به افزایش جهت های مغناطیسی در عمق هسته ی مذاب کره ی زمین .
از ان عبور میکنم و چندی بعد در مقاله ای بی ارتباط با مقوله زمین شناسی ، به موردی پیرامون تغییر عادت و روش در مسیر کوچ پرندگان و سنت شکنی انان در کوچ فصلی از مناطق سرد شمالی بسمت مناطق استوایی مطلبی می خوانم ، مقاله با سوال بزرگی درگیر است که چه علت نسل های جدید پرندگان مهاجر بشکل تعداد میلیون عددی به اشتباه در فصل سرد بجای مهاجرت به سمت خط استوا و گرمسیری ، مسیری غلط را سمت قطب شمال و مناطق سردتر در پیش گرفته و همگی در اقدامی شبیه به خودکشی جمعی در زمان نامناسب به مکان نامناسب مهاجرت و میمیرند .
از این مورد عبور میکنم ، در مقاله ای دیگر پیرامون خودکشی عجیب دسته های پرشمار دولفین ها و حتی نهنگ های قاتل و شنا به سمت خشکی و ساحل میرسم ، در اقدامی عجیب میلیون ها دولفین و نهنگ به میل خود از بازگشت سمت دریا امتنا ع کرده و در ساحل میمیرند ،
از این مطلب به مطلب دیگری پیرامون برشکستگی یک زنبوردار میرسم و او مدعی است زنبورها که از کندو خارج میشوند برای جمع آوری شهد شیرین گلها ، دیگر به کندو بر نمیگردند و گم میشوند .
مشترک ترین علت و دلیل در تمامی موارد ذکر شده این نکته ی ظریف است که تک تک این حیوانات و حشرات و پرندگان و آبزیان همگی از قدرت مکان یابی مغناطیسی زمین و هسته ی گداخته اش برای یافتن مقصد و جهت یابی بهره میبرند . ناگزیر به یاد مقاله ی بدبینانه ی اول می افتم که از جابجایی اجتناب ناپذیر میدان ها و قطب های مغناطیسی هسته ی زمین صحبت به میان آورده بود .
کمی دقیق تر میشوم . در جایی دیگر نوشته است غواص های آب های عمیق در اعماق اقیانوس و نزدیک به جزیره های کشور ژاپن ، سازه های عظیم و بزرگی کشف کرده اند که یقینن بقایای یک تمدن ناشناخته و باستانی است ، با سر ستون های عظیم و تالارهای سنگی باشکوه که در زیر اقیانوس آرام گرفته و هیچ ردی از ماهیت ان تمدن در تاریخ وجود ندارد .
سمتی دیگر در اقیانوس اطلس نیز بقایای تمدنی غرق شده و ناشناخته پیدا شده است که عظمت بناهای سنگی آن حاکی از بزرگی و شکوه ان شهر باستانی دارد .
نکته عجیب عمق قرارگیری این بناهاست . زیرا در اعماق زیادی قرار گرفته و اینگونه نیست که بگوییم آب شدن کوه های یخ در قطب شمال و مسئله ی گرمایش جهانی و آسیب به لایه اوزون سبب بروز افزایش ارتفاع سطح آب اقیانوس ها شده و انان را غرق نموده
زیرا این افزایش سطح آب در حد چند سانتی متر در طی هر دهه است ولی بناهای کشف شده در عمق بیش از ششصد متر زیر اقیانوس پیدا شده .
به یاد مطلبی از قدیم می افتم سقراط و ارسطو و ان داستان های اساطیری از تمدن آتلانتیس . تمدن پیشرفته ای که غرق شد و بلایی جهانی و شاید داستان سیل بزرگ و کشتی نوح و .....
اینها همچون تکه های کوچک پازل کتار هم هستند و در گذر زمان در ناخوداگاه ذهنم تبدیل به تصویری کامل تر میشوند و کنار یکدیگر خوب چفت و بست میشوند .
به سراغ مقاله ای دیگر میروم که در زمینه ی زمین شناسی است و بطور تخصصی از تغییراتی شگرف در طی تمام ادوار میلیون ساله ی پیدایش کوه های راکی صحبت میکند که منظورش تغییر در میدان مغناطیسی زمین در هر دوره مشخص است و قطب مغناطیسی زمین سبب تغییر در عناصر فلزی درون کانی های سنگی شده و این تغییر جهت بطور ثابت در طول تاریخ رخ داده و نشانگر این حقیقت است که نظریه تغییر قطب های مغناطیسی زمین یک واقعیت علمی است .
خب سوالی میشود در ناخوداگاه ذهنم مطرح . پرسشی سخت تر از کنکور ؛
اگر به وارونگی قطب های مغناطیسی در هسته ی زمین نزدیک شده ایم و عمر مان کفاف بدهد که چنین رویدادی را تجربه کنیم چه تغییری در شرایط ما خواهد داشت ؟...
اگر بدون تحقیق و بطور یلخی و هپلی به این پرسش عمیق پاسخ دهیم باید بگوییم که خب طبعا قبله نما وارونه کار خواهد کرد . چه کودکانه بود این پاسخ. قطب نما هم نه... بلکه قبله نما... خخخخ داغانیم آقاجان . ... داغانه داغان . احتمالا قورباغه ابوعطا خواهد خواند و آب سر بالایی خواهد رفت . ولی خیر..... پاسخ چنین نیست
به احتمال غریب به یقین تمامی تکه های تکنولیکی قاره های زمین شروع به حرکت و جابه جایی خواهتد کرد و جای خشکی ها با اقیانوس ها با یکدیگر عوض خواهند شد . یقینن ان بناهای عظیم سنگی در اعماق اقیانوس ها مجدد به سطح خشکی بر خواهند گشت و اکثر جوامع بشری نابود خواهند شد . زیرا سیل عظیمی رخ خواهد داد ، حال باید امیدوار بود که یک شخصیت جدید و مصداق با هرآنچه که حضرت نوح کرد پیدا شود و با ساختن کشتی عظیم خودش نسل بشر و شاید برخی از گونه های جانوری را از انقراض جمعی نجات دهد .
خب کاملا رنگ و معنا میگیرد اینک تمام هرآنچه خوانده ایم از ابتدای زندگی تاکنون . اینکه سقراط و سپس افلاطون از شهرهای پیشرفته و مدرن صحبت به میان میاوردند که یک شبه در سیل بزرگ در زیر آب غرق شدند . اینکه نظریه ای دیگر پیرامون فاجعه ی بزرگ و انقراض جمعی موجودات صحبت به میان آورده بوده است ، اینکه همچنان کسی پاسخی برای چیستی و چگونگی بناهای سنگی عظیم در اعماق ۶۰۰ متری اقیانوس ها نیافته است . اینکه ان بناها حتی نمی تواند مربوط به هیچ کدام از تمدن های آشنا و شناخته شده ی تاریخ مان باشند . اینکه سر ستون های سنگی و عظیمی که حتی امروزه نظیرشان وجود ندارد در عمق زیاد اقیانوس و جایی دور از خشکی و سواحل چه میکند و چگونه ساخته شده و مربوط به کدام تمدن بوده ؟..
پرسش های بی پاسخی هستند که سبب میشوند به مرور بپذیریم که تغییر و وارونگی در میدان مغناطیسی قطب های هسته ی زمین ، امری حقیقی و اجتناب ناپذیر است و پیشتر رخ داده و باز نیز رخ خواهد داد . نشانه های وقوع آن حتی هم اکنون مشهود است . نمونه ی ذکر مثال بارز ان :
ایجاد خلل در مسیریابی توسط حشرات و پرندگان و آبزیان . زیرا همگی انان با بهره از قطب های مغناطیسی هسته ی زمین مسیریابی میکنند .
- 04/10/28



