novel

novelist , novel lovely, sexstory, milfstory

novel

novelist , novel lovely, sexstory, milfstory

     تیتر روزنامه         فحشا  توسط برخی از  نویسندگاان  به متن تبدیل شده و راهی جامعه میشوند .  


»،

 

تیتر گزارش خبری بخش فرهنگ و هنر 

ستون اصلی صفحه دوم . 

 

«فحشا به لطف دولت تدبیر و امید وارد نشریات کلانشهر رشت شد »

چند صباحی از ممنوع القلم شدن شهروز براری نگذشته که با هجوم نویسندگان چپ گرا روبرو شده ایم چون اخیرا کتاب‌هایی نظیر آثار مدرنیته و مارکسیستی شین براری ، وارد بازار نشر شده‌اند که اگر آنها را با چشمان خود نبینید و خود، نخوانید باور نخواهید کرد که این کتاب‌ها در ایران اسلامی منتشر شده و از زیر دست کارشناسان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گذشته و مجوز گرفته است! این کتاب‌ها که دچار اشکالات محتوایی فراوان هستند، از توصیف دقیق ارتباطات جنسی گرفته تا ترویج مسیحیت و رکیک گویی و فحاشی به عنوان ادبیات! به مردم کشورمان قالب شده‌اند و آش شله قلمکاری از اباحه گری و ترویج فحشا آن هم به صورت صریح و دقیق ساخته‌اند.

 

 نمی‌دانیم اسم این گونه مجوز دادن در دولت تدبیر و امید را اهمال کاری بگذاریم یا چیز دیگر! اما در چند گزارش قصد داریم به این موضوع بپردازیم و در این گزارش به اشاعه علنی فحشا در کتاب‌های و توصیف بفی‌پرده روابط جنسی در چند کتاب جدید خواهیم پرداخت. از هر کتاب هم چند شاهد مثال آورده‌ایم تا خوانندگان در این باره خود قضاوت کنند.

        رمان های ممنوعه کلیک کنید

**همه زن‌ها قربانی هوس بازی مردها هستند!

 

در کتاب «ساقه بامبو» نوشته سعود النسعوسی که اخیرا ترجمه‌اش وارد بازار کتاب شده‌است، همه‌ی زن‌ها محکوم به قربانی شدن در آغوش زن خواهی و هوس بازی مردها هستند. آیدا اولین قربانی داستان است . 

همه‌ی زن‌ها محکوم به قربانی شدن در آغوش زن خواهی و هوس بازی مردها هستند. آیدا اولین قربانی داستان است، که در نوجوانی به زور پدرش به فاحشه خانه می‌رود تا مخارج خانواده را تامین کند. این امر که سرنوشت بسیاری از دخترهای فیلیپینی است، آیدا را از همه‌ی مردها ناامید می‌کند. او پس یک بارداری اتفاقی از یک مرد اروپایی شغلش را از دست می‌دهد؛ و برای تحمل درد و فشارهای روحی فاحشه بودن و داشتن یک طفل نامشروع که به رغم بارها اقدام برای سقط، سقط نشده است به الکل و ماری جوانا پناه می‌برد. خواهر دیگر ژوزفین که تمام تلاشش را می‌کند تا از فاحشه شدن نجات پیدا کند، سر انجام با ازدواج شرعی و قانونی با یک مسلمان در کویت باز هم به سرنوشت شوم تنها شدن با یک بچه‌ی بی پدر گرفتار می‌شود!

 

در این کتاب ما بارها با بیان بی پرده و بی حیای نویسنده و اروتیک نویسی اش روبرو هستیم: «با دستش شانه‌ام را گرفت. آهسته صورتش را به صورتم نزدیک کرد. لرزه ی لذت بخشی به جانم افتاد و چشم‌هایم را بستم. من هم صورتم را نزدیک آوردم و پیش از آنکه …(ص ۱۳۱)»

 

«در حالی که مادرم پهلویش می‌نشیند و زانوهایش را به سینه‌اش می‌چسباند تا قسمت‌های ظریف بدنش که از زیر لباس‌های خیسش نمایان بود پنهان بماند (ص ۵۳)»

 

همچنین این کتاب شامل کلمات رکیکی است که ار بیان آنها معذوریم.…

 

نمونه دیگر، کتاب آرش صادقی بیگی است که به کمک نشر نگاه، مجموعه ای داستان ایرانی به بازار کتاب ارائه داده است به نام «بازار خوبان»؛ و آنچه این بازار ندارد در و پیکر و مقیاس و معیار مخصوصا از نوع اخلاقی‌اش است. معلوم نیست اهدای جوایزی که در جشنواره‌ها (سالهای ۸۷، ۸۸،۹۲، ۹۳) به این داستان‌های کوتاه بوده چه خط و ربطی داشته است!

 

نویسنده بازار خوبان، با دادن موقعیت‌های مکانی و زمانی دقیق، ضرباهنگ تند و استفاده از ضرب المثل ها و رگه ای از طنز خفیف خواسته است تا مخاطب را با خود همراه کند، اما اینها هیچ کدام از درجه آلودگی متن و تأثیر آزاردهنده آن بر ذهن مخاطب کم نمی‌کند. «جواب داد سیگار فیلتر دار آدم را از مردی می‌اندازد و من … فهمیدم که در شصت و هفت سالگی هم مردی از خود سلامتی مهم‌تر است.» (ص ۲۹) و «تا همین بار آخر که مشتری برایش فرستادم عین دختر باکره‌ها هنوز رو می‌گرفت و الان می‌فهمم به دنیا که آمده نه فقط نوک سینه ننه، که […] پدرش را هم گاز گرفته حرام زاده.» (عرض یک حال- ص ۵۱)

 

 مثال: صفحات متعدد کتاب کلمات یا عباراتی هست که با عفت قلم منافات دارد و گاه آن را نابود می‌کند. رفاقت‌های زن و مرد نامحرم، (به ویژه در باران تابستان، نقشه ختایی مینا، و …) چشم چرانی ها، توضیح در مورد شرابخواریِ و قماربازی، و بسیاری موارد ضد اخلاقی دیگر، از مشخصه های داستان‌هاست.

 

**قباحتی بی سابقه به اسم شعر درباره مادر و میهن!

 

البته این ترویج فحشا به کتاب‌های داستانی محدود نمی‌شود و کتاب‌های شعر هم در این میان دستی بر آتش گرفته‌اند و بر طبل بی عفتی می‌کوبند. کتاب «منتخبی از شعرهای شاد…» » مجموعه شعرهای فاطمه اختصاری یکی از این نمونه‌ها است. این کتاب نیز دچار مشکلات فروان محتوایی است از ترویج بی‌بندی و باری و سقط جنین بگیرید تا بی پروایی در توصیف روابط زن و مرد.مثلا:

 

آمد کنارم و همه جا غم بود

 

تنها پناه کنج اتاقم بود

 

چیزی که زیر پوست داغم بود

 

از روی پیرهن به تنم چسباند

 

گفتم عقب بایست! نمی‌خواهم!

 

من مثل درّه‌ای ته این راهم

 

ما هیچ‌وقت، هیچ کجا با هم…

 

با بوسه‌هاش بست دهانم را (ص ۶۶)

 

 

و جالب آنکه ناشر در پشت این کتاب می‌نویسد:

 

«کتاب از عشق نامتعارف دختری جوان و مترجمی مسن که، رابطه ای روانکاوانه و نامعمول دارند تصویری استادانه ارائه داده است و …کتاب هتل آیریس اثری سراسر روانکاوانه و پر از شگفتی است که اوگاوا استادانه ان را پرداخته است.» کسی هست که از ناشر محترم بپرسد ارائه‌ی چهره‌ی زیبا از بردگی جنسی و لذت بردن از آسیب دیدن و تاحدمرگ پیش رفتن کاری روانکاوانه است!؟ چسباندن این انحراف به یک ماجرای بی تعلیق تکراری کاری استادانه است!؟

 

متاسفانه محتوای کتاب به قدری زشت و رکیک است که امکان انتشار حتی بخشی از آن هم وجود ندارد…

 

** خیانت عاطفی، یک عشق طبیعی است!

 

نمونه دیگر  کتاب «هست یا نیست» دومین اثر سارا سالار همسر بازیگر و کارگردان معروف سینما و البته تلویزیون سروش صحت است که توانست پس از مدت‌ها ماندن در پشت ممیزی وزارت ارشاد در دولت جدید مجوز نشر گرفته و در زمستان ۹۲ راهی بازار شد. و جالب اینکه در میان نامزدهای نهایی جایزه شهید حبیب غنی پور هم بود!

 

این رمان هم مانند رمان قبلی سارا سالار داستان زنی ست که دچار سردرگمی گشته، از محل تولدش جدا شده و اکنون در شهر و دنیای جدید در آستانه‌ی چهل ساله گی همه چیز هستی برایش سوال برانگیز شده.

 

ماجرای رمان با صحنه حضور زن در فرودگاه آغاز میشود و از همان ابتدا از متلک های جنسی تا نگاه هیز راننده تاکسی نقل میکند تا دختر و پسری که پشت بوته ها شیطنت میکنند.... 

 

   و اما!.... در نهایت امر میرسیم به بی عفت نویس ترین فرد اهل قلم این روزها که به لطف ناآگاهی مخاطبین و سیاست منفی و راهبردی خویش موفق به پررنگ شدن اسمش در لیست سیاه وزارت ارشاد اسلامی شده ، بی شک همگان با شنیدن چنین مشخصات و آوازه ی منفی در عرصه ی ادب و هنر نویسندگی به یک نام مشترک و کمی مجهول میرسیم !...  

 درست حدس زدید. رهبر کج اندیشی جنسی در میان اهل قلم که فردی ست کم تجربه و دوران رسیده بنام شین براری .  

شهروز براری صیقلانی این روزها بلطف خنجر زهرآلودی که در قالب قلم بر پشت جامعه ی اهل ادب و ناشرین رمان و داستان نویسی خلاق زده تا اطلاع ثانویه ممنوع الاثر است . اما با توجه به قباحت و جنسیت زدگی نوشتارهای آثاری چون شهر خیس!.. و یا رودخانه ی زَر ، محله ی ضرب _ آنچنان در ذهن مان ریشه دوانده که نمیتوان بدون اشاره به نام وی این گزارش را به سرمنزل مقصود رساند ....

از اثاری همچون نیلیا بقلم شین براری میتوان به چند جمله ی محترمانه تری اشاره داشت که در اوج بی عفتی ، باز قابل ذکر در این گزارش است **دوگانگی هویت

**صفحه 321 اپیزود ترنس اروتیک 

 * _ شخصیت تغییر جنسیت داده ی روایت درون یک کافه اینگونه زبان بازی و بلبل زبانی های رکیک و اهانت آمیز به مقدسات میکند و میگوید،: 

_چای کوچک یا بزرگ میخوری؟ _والا من هم بزرگش رو خوردم هم کوچکشو، اما خب همیشه اولش کوچیکه دیگه !.. بعد یواش یواش کنج لباش وا میشه. وااا چیه آق رسول خوشت اومدش!.. شما خودت چی عزیزم؟ میخوری یا میزاری بزرگ شه؟ میخوای بزاری لای پاهام بچه شتر شه؟.. مشتی چیه؟ من اسمم ک مشتی نیست . من سوگندم. مشتی گنبدش طلاست. دو تا هم دسته دار شق کرده دو سمتش، سرش هم گرده و سوراخ داره. واااا باز میخنده. مناره هاش رو میگفتم با گنبد سرش که طلاست. چرا فکر بد میکنی. ها؟..

 

   _ باری در این مجال نمیگنجد تا به چگونگی راه یافتن چنین نویسندگانی به مجامع ادبی و نگارستان ادب و معرفت بپردازیم . در گذری چند پیشرو گر فرصت غنیمت زندگانی در تقدیرمان بود به چندو چوند ماجرا خواهیم پرداخت و پیشینه ی نویسندگان معدوم القلمی همچون بهنازصرابی زاده ، شهروز براری صیقلانی و امثالهم خواهیم پرداخت و به ریز ماجرا و زوایای پنهان مجهولات انها میپردازیم 

. پس تا مجالی دیگر بدرود... 

 

نویسنده. سید ضیاء میر طباطبایی دستجردی

سردبیر. سید شعبان موسوی بجنوردی

شماره شناسه ثبت مقاله خبرنامه 7422_07013

روزنامه و هفته نامه های مشترک با موسسه فجر پیروزی را در قسمت بایگانی مطلب جستجو کنید

تبلیغات سبب افزایش فروش و ارایه ی خدمات نمیشود. بلکه موجب بیشتر دیده شدن میشود . پس چهره ی زیبایی از خود نمایش دهید با گروه تبلیغاتی سهند سازان مرکزی +989126195050